تبليغاتX
کونو قوامین لله شهدا بالقسط ... - داغ های همه ی تاریخ را ما به یکباره دیدیم
بسم رب المهدی(عج)

هنوز ۵ سال نداشتم که خبر روح خدا به ملکوت اعلی پیوست درگوشم تنین انداخت اما به یاد دارم که چگونه این غم بر من سخت آمد و تمام آرزوهای کودکیم برای دیدار با امام عزیزم بر باد رفت و هیچ کس به دیگری کاری نداشت مادر و پدرم در خود فرو رفته بودند به اتاق دویدم٬ در را بستم و گریه کردم٬ هنوز هم دلم برایش تنگ است...


داغ های همه ی تاریخ را ما به یکباره دیدیم٬ چرا که ما امت آخر الزمانیم٬ و خمینی٬ این ماه بنی هاشم٬ میراث دار همه ی صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ....

داغ های همه ی تاریخ را ما به یکباره دیدیم.یک بار دیگر این رسول اکرم است که از دنیا رفته است؛ یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است؛ یک بار دیگر این فاطمه است و حسن است و حسین است که ما را داغدار کرده اند؛ یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است...

امام (ره) به ما آمووخت که «انتظار در مبارزه است» و این  بزرگ ترین پیام او بود٬ و پس از او٬ اگر امیدی ما را زنده می دارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم...

 

امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم٬ با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش. امام رفت تا بار تکلیف ما بر گرده ی عقل و اختیارمان بار شود و همان سان که سنت لایتغیر خلقت بوده است٬ چرخه ی بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست در آید که  «و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین» (سوره ی مبارکه محمد/۳۱)

اکنون این ماییم و امانت او. دست بیعت از آستین بیعت بر آریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد رحلت رسول الله ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بی قمر غیبت» انجامید٬ این بار امام فرصت یافت تا وثیقه ی حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بشارت که این بار خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند. 

از کتاب آغازی بر یک پایان-داغ بی تسلی-شهید مرتضی آوینی

پ.ن:خواندن کتاب را پیشنهاد می کنم.

سلام علی آل یس.

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در چهارشنبه 15 خرداد1387 و ساعت 5:57 |