شاید برای همه اعتراض به سیاست های دولت(مخصوصا سیاست های اقصادی) بسیار امری عادی و روزمره شده باشد، و این امر موافقان و مخالفانی داشته باشد. این اما خیلی مهم نیست مهمتر از آن این است که :
"انسان گاهى اوقات مىبيند چيزهائى ميگويند كه بىانصافى ميشود. نبايد اخلاق نكوهيدهى بىانصافى در جامعهى ما رواج پيدا كند؛ ما نبايد دچار بىانصافى بشويم؛ بخصوص نخبگان، بخصوص نخبگان، نگاه كنند، منصفانه حرف بزنند."۱
آیا ملاحظه می شود که تنهایی دولت در امر عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی چه معنای ژرفی دارد؟ (دقت کنیم! بحث بر سر کفایت و مناسبت یکایک سیاستهای دولت نیست که این امور مقام دیگری می طلبد) آیا روشن نیست که در صورت ادامه این تنهایی و رهاگذاشتن گرگ ها و کرکس ها و کفتارها در حمله به اقتصاد مملکت و حراست و حفاظت از آنان هنگام مواجهه با دولت، نتیجتاً خراب تر شدن وضع معیشتی مردم، آحاد مردم چه احساسی نسبت به آرمان طلبی و عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی پیدا می کنند؟ آیا روشن نیست که این احساس بی تفاوتی و بلکه انزجار نسبت به این ارزشهای بنیاناً هویت بخش چه تبعات و نتایجی برای انقلاب اسلامی خواهد داشت؟ آیا بنیاناً چیزی از انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند؟
قسمتی از گفتگوی سایت رجا نیوز با دکتر سعید زیباکلام شده که نگاه جالبی را مطرح می کند.
۱- قسمتی از سخنان مقام معظم رهبری در رمضان ۸۷
۲- لینک گفتگوی رجا نیوز با دکتر سعید زیبا کلام
سلام علی آل یس.
