تبليغاتX
کونو قوامین لله شهدا بالقسط ...
بسم رب المهدی (عج)

امام حسین (ع) نقل می کنند :«همراه پدرم از کوفه به سوی صفین برای جنگ با معاویه حرکت می کردیم٬ در مسیر راه به سرزمین کربلا رسیدیم٬ در آنجا فرود آمدیم.پدرم علی (ع) سرش را بر دامن برادرم حسن (ع) نهاد و ساعتی خوابید.هنگامی که بیدار شد٬ گریه ی سختی کرد.برادرم حسن (ع) پرسید چرا گریه می کنید؟ پدرم فرمود در عالم خواب٬ دیدم این بیابان دریایی از خون است و حسین (ع) در آن غرق شده و فریادرس می طلبد و کسی به فریاد او نمی رسد.سپس پدرم به من رو کرد و فرمود :هنگامی که چنین حادثه ای برای تو رخ داد٬ چه می کنی؟ در پاسخ گفتم صبر می کنم که جز صبر چاره ای نیست.»

معالی السبطین٬ج۲٬ص۲۸۶.

سلام علی آل یس.

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 11:12 |
بسم رب المهدی (عج)

جوانی ایرانی-آمرکایی است حدودا ۲۰ ساله.در خیابان های شلوغ یکی از شهرهای آِمریکا با گزارشگر در حال حرکتند. تا به حال ایران نیامده. به شدت به آمریکا و سیاست های ضد اسلامی اش می تازد و تا آنجا که می تواند بد می گوید.دل پری دارد و یکسره می گوید و ابرازتنفری دیرینه را نشان می دهد٬خبرنگار که این حالت او را می بیند با تعجب و کمی ناصحانه می گوید: نباید در باره ی کشوری که برای تو این همه سرمایه گذاری کرده این طور صحبت کنی در هر صورت تو بزرگ شده ی اینجایی!

جوابش این است:

می دانی من کی هستم٬ من موسی هستم که در دربار فرعون بزرگ شده ام!


حضرت موسی (ع) به همراه برادرش عازم دربار فرعون است تا او را به یکتا پرستی دعوت و از سرکشی بر حذر دارد که به خدا می گویند می ترسیم به ما آسیبی برساند و یا سرکشی کند  و خداوند متعال می فرمایند:

قال لا تخافا اننی معکما اسمع و اری.(سوره ی مبارکه طه آیه ۴۶)

نترسید من همراه شمایم٬ می بینم و می شنوم.  

سلام علی آل یس.

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در جمعه 14 دی1386 و ساعت 0:42 |