امام حسین (ع) نقل می کنند :«همراه پدرم از کوفه به سوی صفین برای جنگ با معاویه حرکت می کردیم٬ در مسیر راه به سرزمین کربلا رسیدیم٬ در آنجا فرود آمدیم.پدرم علی (ع) سرش را بر دامن برادرم حسن (ع) نهاد و ساعتی خوابید.هنگامی که بیدار شد٬ گریه ی سختی کرد.برادرم حسن (ع) پرسید چرا گریه می کنید؟ پدرم فرمود در عالم خواب٬ دیدم این بیابان دریایی از خون است و حسین (ع) در آن غرق شده و فریادرس می طلبد و کسی به فریاد او نمی رسد.سپس پدرم به من رو کرد و فرمود :هنگامی که چنین حادثه ای برای تو رخ داد٬ چه می کنی؟ در پاسخ گفتم صبر می کنم که جز صبر چاره ای نیست.»

معالی السبطین٬ج۲٬ص۲۸۶.
سلام علی آل یس.
