همان روز که تبلیغ نماز جمعه به امامت آقای خامنه ای را درتلویزیون دیدم، مثل همیشه در انتظار بودم تا دوباره طعم شیرین "رحماء بینهم ، اشداء علی الکفار" را حس کنم.این بار حواسم بود و با استفاده ی درست از MP3 رادیو دار،نگذاشتم خطبه ها رو توی راه و نیم راه از دست بدم(تکنولوژی در خدمت دین!).ماه رمضان شده و ما هم سعی کردیم صحبت های اخلاقی خطبه ی اول تو دلامون خوب جا بگیرد، حواسمون باشه که دعوت نامه ای از طرف محبوبمان آمده(از آن غافل نشویم)،با قرآن انس بیشتری بگیریم و ترک گناه رو یادمون نرود.از همه برام جالب تر استغفار بود و این سوال قدیمی ذهنم که چرا پیامبر(ص) و ائمه(ع) هم استغفار می کردن؛"بعضى ترك اولى هم نميكنند؛ اما استغفار ميكنند، كه اين استغفار از قصور ذاتى و طبيعى انسانِ ممكن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت كامل، كه اين مال اولياء و مال بزرگان است. "
استغفرالله ! این هم برای اینکه حسن نیتمان ثابت شود.
.
خلاصه وارد خطبه ی دوم شدیم، یاد آقای طالقانی که اولین نماز جمعه در تهران به امامتشان بوده، سرآغاز سخن شد،روحش شاد.
مقدمه ی بحث این بود که سال 59 شیطان بزرگ درست تشخیص داد که اين انقلاب فقط اين نيست كه يك رژيم دستنشانده را در ايران از بين برده است و اين كشور عظيم و پربركت را از سيطرهى استكبار خارج كرده؛ بلكه اين حركت الهامبخش خواهد شد، دنياى اسلام را تكان خواهد داد، ملتها را به فكر خواهد انداخت. همين هم شد. برای همین هم یک آدم کله شق فرصت طلب را تشجیع کردند و جنگ به ما تحمیل شد،اما با ايستادگى در ميدان دفاع، اوضاع به نفع شیطان بزرگ که نشد،حتی ضربات فراوانى هم به جبههى مقابل زده شد. و نهایتا در حال حاضر "غده سرطانی" و "شیطان بزرگ" در فلسطین و لبنان و ایران و منطقه شکست خوردند(به مدد الهی).

رهبر گفتند که من اعتقاد راسخ دارم كه روزى خواهد آمد كه همين رئيس جمهور كنونى امريكا و مسئولين امريكائى در يك دادگاه عادلانهى بينالمللى به خاطر فجايعى كه در عراق به وجود آوردهاند، گريبانشان گرفته شود و محاكمه شوند. امريكائىها بايد جواب بدهند چرا از اشغال عراق دست برنمىدارند...نميتوانند شانه خالى كنند. حالا امروز يك چهار صباح با بىاعتنائى با اين قضايا برخورد كنند، اما هميشه اينطور نخواهد ماند؛ گريبان اينها را ميگيرند؛ مثل اينكه گريبان خيلىها گرفته شد. قدرتمندانى كه گريبانشان گرفته شد، كم نيستند.
داشتم توی ذهنم دادگاه بالا را تصور می کردم که با خاك بر سرتان! دوباره حواسم جمع شد و برخلاف اطرافیانم که مثل من MP3 نداشتند (و البته هنوز به بلندگویی نرسیده بودند) خنده ام گرفت، خنده ای که یک جور تلخند بود چون يك كشور را گرفتند، اينطور مردم را لگدمال كردند، اينطور منافع ملت را از بين بردند، آنطور به ملت خودشان دروغ گفتند كه ما به اين نيت داريم ميرويم، اين كارها را مىخواهيم بكنيم، حالا نتيجه اين است كه تسليحات امريكا در عراق قابل فروش رفتن است!
و حسن ختام این بود که با هوشیاری و بیداری كارى كنيم كه ديگر كسى جرأت نكند ملت ايران را تهديد هم بكند.
و اما الان که این مطلب را می نویسم 4 روز از صحبت ها می گذرد و هر که کمی هم اخبار جهان را مطالعه کرده باشد متوجه یک سکوت معنی دار در انعکاس حرف های بالا در خبرگزاری های جهان می شود.
آگاهی می گفت غربی ها بعد از امام خمینی (ره) متوجه شدند که با انعکاس صحبت های امام، به صدور انقلاب کمک کرده اند پس درباره ی آقای خامنه ای مرتکب این اشتباه نمی شوند.ولی نمی دانستند که انقلاب ما انفجار نور بود و کاری از دستشان بر نمی آمد.و البته "ان کید الشیطان کان ضعیفا."(نساء،76)
از سویی شاید این سکوت ناشی از یک بهت باشد.
من که می شنوم شما چه؟
صدای فرو ریختن کاخ شیطان بزرگ را.
ان وعد الله حق.
سلام علی آل یس.
